نویسنده: دایان هنری لایپزیش
مترجم: زهرا حیدری
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
خواندن فرآیندی چندوجهی شامل شناسایی کلمه، درک مطلب و پیونددادن آن با دانش و تجربههای پیشین، روانخوانی و انگیزهداشتن است. خواندن بهمعنای کامل آن شامل درهمتنیدگی «شناسایی کلمه» و «درک مطلب» بهشکلی «روان» است. این سه فرآیند هرکدام مهم و پیچیده هستند:
• فرایند شناسایی کلمه: شناسایی کلمات در متن مکتوب
• فرایند درک مطلب: برساخت معنا از کلمات شناساییشده
• دستاورد روانخوانی: خواندن خودکار و دقیق در نتیجۀ هماهنگی میان شناسایی کلمه و درک مطلب
گاهی میتوانیم بدون اینکه همۀ کلمات را شناسایی کنیم، معنای متن را دریابیم. آخرین باری که یادداشتی با دستخط نامرتب دریافت کردید را به خاطر دارید؟ ممکن است آن را فهمیده باشید، حتی اگر نتوانید تمام نوشتهها را رمزگشایی کنید.
گاهی میتوانیم کلمات را شناسایی کنیم، بدون اینکه بتوانیم معنای چندانی از آنها دریابیم. در نهایت، گاهی میتوانیم کلمات را شناسایی کرده و معنایشان را درک کنیم اما فرایند آن بهخوبی پیش نمیرود و خواندن همچنان فرایندی پرزحمت خواهد بود. برای نمونه، تلاش کنید جملۀ زیر را بخوانید:
بهنظر نمیرسد که شناسایی یا درک کلمات دشوار باشد اما فاصلهها باعث میشود بین کلمات توقف کنید و این یعنی نمیتوانید آن را روان بخوانید.
✔ چگونگی جداسازی و دستکاری صداها در کلمات که همان آگاهی آوایی است.
مثال: «میز» دارای سه صدای /م/، /ایـ/ و /ز/ است یا «در» که دارای سه صدای /د/، /ــَـ/ و /ر/ است.
✔ حروف خاص بازنمایانگر صداهای خاص هستند که همان اصول الفبایی است.
مثال: حرف «چ» صدای /چ/ میدهد.
✔ چگونگی کاربست دانششان از روابط صدا-نویسه برای صداکشی و خواندن کلمات تازه که همان رمزگشایی است.
مثال: ققققااااااششششق – قاشق!
✔ چگونگی تحلیل کلمات و الگوهای هجایی (پیشوندها، پسوندها، همخانوادهها و استثناها) بهمنظور بهرهوری بیشتر هنگام خواندن کلمات که همان مطالعۀ کلمه است.
مثال: «کتابخانه» از دو کلمۀ «کتاب» و «خانه» تشکیل شده که آنها را میشناسم.
✔ گسترش تعداد کلماتی که میتوانند بهطور خودکار شناسایی کنند که به آن واژگان دیداری میگویند.
مثال: وقتی کلمۀ «میز» را میبیند، میگوید: «من این کلمه را میشناسم، میز!»
✔ دانش پیشینی دربارۀ بسیاری از موضوعات
مثال: این کتاب دربارۀ باغ وحش است، جایی که حیوانات زیادی در آن زندگی میکنند.
✔ دایرۀ واژگان شفاهی و چاپی گسترده
مثال: به ماشینهای من نگاه کنید، من یک تراکتور، یک ماشین آتشنشانی و یک بولدوزر دارم.
✔ فهم چگونگی عملکرد زبان
مثال: ما میگوییم «او به خانه رفت» نه «او به خانه رفتند».
✔ فهم چگونگی عملکرد متن مکتوب
مثال: خواندن از راست به چپ انجام میشود.
✔ شناخت انواع مختلف متن
مثال: تشخیص تفاوت میان متن اطلاعاتی و متن داستانی.
✔ شناخت اهداف متنوع برای خواندن
مثال: میخواهم بدانم کفشدوزکها چه میخورند. / میخواهم پیش از خواب چند دقیقهای سرگرم شوم.
✔ راهبردهایی برای برساخت معنا از متن و راهبردهایی برای حل مسیله زمانی که برساخت معنا با مشکل مواجه میشود.
مثال: این معنا نمیدهد، بگذارید برگردم و دوباره بخوانم.
✔ سطح بالایی از دقت در شناسایی کلمات را توسعه دهند.
✔ متن را بهاندازۀ کافی سریع بخواند تا درک مطلب را تسهیل کند.
✔ بیانش بهگونهای باشد که خواندن شفاهی همچون سخنگفتن به نظر برسد.
✔ راهبردهای آگاهانه و قصدمند برای شناسایی کلمات و درک مطلب را به مهارتهای خودکار بدل کند.
سه عنصری که تاکنون به آن پرداختیم هرچند از نظر فنی برای خواندن کافی هستند اما اگر خواندن برای کودکان لذتبخش یا رضایتبخش نباشد، آنها خواندن را انتخاب نمیکنند و تمرینهای لازم برای بدلشدن به خوانندگانی روان را انجام نخواهند داد. بنابراین، خواندن علاوهبر این عناصر فنی، بهمعنای توسعه و حفظ انگیزه برای خواندن است. میگوییم خواندن فرآیند برساخت فعالانۀ معناست و واژۀ کلیدی اینجا «فعالانه» است.
✔ ارجنهادن به لذتبردن از خواندن
✔ درک خواندن بهمثابۀ عملی اجتماعی برای داشتن نقاط مشترک با دیگران
✔ درک خواندن بهمثابۀ فرصتی برای واکاوی علاقهمندیها
✔ خواندن برای طیف گستردهای از اهداف (از سرگرمی تا جمعآوری اطلاعات)
✔ آشنایی با طیف متنوعی از قالبها و ژانرهای نوشتاری
خواندن تعاملی انگیزهمند و روان میان شناسایی کلمه و درک مطلب است.
دستاوردی بزرگ برای کودکی ششساله!

بدون دیدگاه