نویسنده: Reading Rockets
مترجم: زهرا حیدری
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
زبان شفاهی دربرگیرندۀ هر دو مهارت سخنگفتن و گوشدادن است. مهارتهای زبان شفاهی شامل یادگیری تشخیص صداها در کلمات گفتاری، معنای کلمات و جملات و چگونگی انتقال ایدهها میشوند. پرورش مهارتهای زبان شفاهی، بنیانی قوی برای یادگیری خواندن و نوشتن فراهم میکند.
کودکان بدون آموزش رسمی زبان، چگونگی سخنگفتن و برقراری ارتباط را یاد میگیرند. اکثر کودکان نخستین کلمات خود را بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی به زبان میآورند. بیشتر کودکان تا زمانی که وارد مهدکودک شوند، به اصول زبان مسلط شدهاند و میتوانند بهراحتی با خانواده و همسالان خود ارتباط برقرار کنند. کودکان خردسال یاد میگیرند که چگونه با نظام پیچیدۀ زبان گفتاری شامل اجزای واجشناختی (صدا)، معناشناسی (معنا) و نحو (گرامر) دستوپنجه نرم کنند. آنها همچنین باید قوانین و موقعیتهای استفاده از زبان را تشخیص دهند.
پژوهشهایی مانند گزارش هییت ملی سوادآموزی اولیه۱ (۲۰۱۰) به ما میگوید که کودکان خردسال با مهارتهای بهتر زبان شفاهی، خواندن را آسانتر یاد میگیرند. برعکس، کودکانی که در گوشدادن و سخنگفتن دشواریهایی دارند، احتمالاً در یادگیری خواندن و نوشتن هم مشکلاتی خواهند داشت.
دکتر جولی واشنگتن۲ (آسیبشناس گفتار و زبان) میگوید واژگان شفاهیای که کودک خردسال با خود به فرایند خواندن میآورد، کلید موفقیت اوست. وقتی فرایند یادگیری خواندن در کودکان خردسال را مشاهده میکنیم، میبینیم که خواندن را با تلاش برای صداکشی آغاز میکنند. آنها صداها را میشناسند و کلمه را به زبان میآورند اما اگر اشتباه کنند، به دایرۀ واژگان ذهنی خود رجوع کرده و آنچه در ذهن دارند را با آنچه روی صفحه میبینند، تطبیق میدهند. اگر دایرۀ واژگان ذهنی ناکافی باشد، ممکن است هرگز نتوانند کلمۀ روی صفحه را بخوانند. بنابراین، مهارتهای زبان شفاهی کودکان سنگبنا و پشتیبان فرایند یادگیری خواندن است. در غیاب این مهارتها، یادگیری خواندن ناممکن نیست اما بسیار دشوارتر است.
آیا دلیل این امر آن است که کودکان با مهارتهای زبانی قویتر، کلمات و معانی کلمات بیشتری را میدانند؟ اگرچه میزان واژگان مهم است، مطالعات نشان میدهد که مهارتهای زبان شفاهی جامع، پیشبینیکنندۀ بهتری از میزان خواندن یک کودک در آینده است، حتی بهتر از واژگان بهتنهایی (شبکۀ پژوهش مراقبت اولیه از کودک در موسسۀ ملی سلامت و توسعۀ انسانی کودک۳، ۲۰۰۵).
والدین و آموزگاران میتوانند با تشویق کودکان به مشارکت در گفتوگوهای هدفمند، از رشد زبان شفاهی آنها حمایت کنند. با استفاده از کلمات پیچیده، طرح پرسش و درگیرسازی او در نوبتگیری هنگام مکالمات غیررسمی (در مراکز خرید، تعطیلات یا زمان صرف غذا در خانواده) آگاهانه از مهارتهای زبان شفاهی کودکان پشتیبانی کنید. خواندن داستان با صدای بلند و صحبت دربارۀ کتاب یکی از راههای مطمین برای تقویت مهارتهای زبان شفاهی در کلاس درس است.
اما آموزگاران و والدین چه زمانی باید نگران باشند که کودک برای یادگیری گوشدادن و سخنگفتن به حمایت بیشتری نیاز دارد؟ زبان شفاهی برای خواندن بسیار مهم است زیرا آگاهی واجشناختی، درک مطلب و دایرۀ واژگان را ارتقا میدهد. اکثر مدارس و جوامع دارای آسیبشناسان زبان و گفتار۴ هستند که میتوانند کودک را ارزیابی کنند و مشکلات زبان و گفتار او را درمان کنند.
آسیبشناسان گفتار و زبان، برای توسعۀ مهارتهای گفتاری دانشآموزان، مداخلات هدفمند ارایه میدهند. آنها همچنین میتوانند برای طراحی آموزش موثر خواندن که به مهارتهای زبان شفاهی میپردازد، با معلمان همکاری کنند. آسیبشناسان گفتار و زبان به رفع مشکلات گفتار و زبان کمک میکنند، رشد زبان شفاهی را تقویت میکنند و از آموزش بهتر خواندن در مدارس حمایت میکنند. میتوانید با مراجعه به پایگاه اینترنتی انجمن گفتار-زبان-شنوایی آمریکا۵ دربارۀ آسیبشناسان گفتار و زبان و منابع پشتیبانی از زبان شفاهی اطلاعات بیشتری کسب کنید: Information for Speech-Language Pathologists (SLPs)
دکتر جولی واشنگتن میگوید که مهمترین چیز دربارۀ بلندخوانی با کودکان خردسال، فراهمکردن تجربیات مثبت و لذتبخش دربارۀ مطالعه است. اما چطور میتوانیم به والدینی که خودشان علاقهای به مطالعه ندارند و دایرۀ واژگانشان غنی نیست، کمک کنیم؟
وقتی دربارۀ خواندن صحبت میکنیم، میخواهیم پیامهای کتابها را درک کنیم تا بتوانیم با آنها تعامل کنیم. در کودکان خردسال، برای رسیدن به این هدف لزوماً نیاز به خواندن نیست بلکه تعاملی که با کتاب شکل میگیرد، اهمیت دارد. برای درک پیام کتابها، مهم است که ما بهعنوان متخصص، الگوهایی برای انجام این کار به والدین عرضه کنیم و انتظارات خود را از آنها مشخص کنیم. خیلی وقتها از والدین میخواهیم برای کودکان بلندخوانی کنند اما والدینی که خود علاقهای به مطالعه ندارند یا در مهارتهای خواندن ضعف دارند، چگونگی انجام این کار را نمیدانند. بنابراین، الگوسازی تعامل با کتاب مهم است. اگر کتابی ۳۰ صفحهای و کودکی سهساله داشته باشید، نکتۀ مهم، خواندن صفحهبهصفحۀ کتاب نیست؛ حتی میتوانید از کتابهای تصویری بدون کلمه یا با کلمات کمتر استفاده کنید. آنچه اهمیت دارد، خود کتاب، روایت آن، تعامل، صحبتکردن با کودک و مشارکتدادن اوست. نکتۀ مهم این است که به والدین نشان دهیم آنچه اهمیت دارد خود «تعامل» با کودک حول کتاب و پیونددادن آن با چیزهایی است که برای خانوادهتان اهمیت دارد، نه اینکه چقدر خوب کتاب را برای کودکتان میخوانید یا کل کتاب را میخوانید یا نه. باید خواندن را تبدیل به فعالیتی سرگرمکننده و مهم برای کودکان کنیم. کودکان باید درک کنند که خواندن ارزشمند است، کاری هیجانانگیز است، انجامدادنش همراه والدین سرگرمکننده است، فرصتی برای درآغوشکشیدن مادر یا پدر است و بدین ترتیب، خواندن تبدیل به کاری خواستنی برای کودکان میشود. چیزی که باید تلاش کنیم در خردسالی و پیش از ورود به مدرسه به کودکان بیاموزیم، این است که کتابها خوب هستند، خواندن خوب است و تجربۀ آن فوقالعاده است.
پروفسور مارک سیدنبرگ۶ دربارۀ اهمیت زبان شفاهی، دایرۀ واژگان اولیه و دانش دربارۀ جهان، در یادگیری خواندن صحبت میکند. او معتقد است یادگیری خواندن کودکان بهشدت وابسته به تجربیاتی است که آنها پیش از شروع آموزش خواندن یا هر نوع تجربۀ مدرسهای مرتبط با خواندن دارند. تجربیاتی که کودک با زبان گفتاری به آنها ارجاع میدهد، بسیار مهم هستند. او بهشخصه دراینباره دغدغه دارد و تلاش میکند بیشتر و بیشتر روی تفاوتهایی که در زبان گفتاری کودکان (پیش از ورود به مدرسه) میبیند، متمرکز شود؛ چیزهایی همچون واژگان و اینکه وقتی کودک کلمهای را میداند، چقدر دربارۀ آن کلمه و ساختار جمله و چیزهای دیگر هم دانش دارد. کودکانی که از نظر رشد زبان گفتاری عقب ماندهاند یا دستکم زبان گفتاریشان رشد کافی نداشته است، آمادگی لازم برای خواندن را در مدرسه ندارند. بنابراین، کاملاً ضروری است که به رشد خود زبان، رشد دانشی که زبان منتقل میکند و چگونگی پیوند آن با جهان در کودکان توجه کنیم. تفاوتهای فردی عظیمی میان کودکان در زمینۀ این یادگیری اولیه وجود دارد و پیامدهای آن برای یادگیری خواندن روشن است. غلبه بر این تفاوتهای فردی بسیار دشوار است. تفاوتهای زیادی میان دایرۀ واژگان کودکان وجود دارد و وقتی وارد مدرسه میشوند، زمان کافی برای تدریس همۀ انواع کلماتی که نمیدانند، وجود ندارد. بنابراین، وقتی کودکان در این حوزهها عقب میافتند، کمک به آنها برای جبران این عقبماندگی بسیار چالشبرانگیز است. همۀ توجهی که بهتازگی در افکار عمومی به اهمیت صحبتکردن با کودکان، بلندخوانی برای آنها، باهمخوانی همراه آنها، تعامل بر سر کتابها و امثال آن معطوف شده، کاملاً دقیق و درست است. این موارد بر عملکرد کودکان در یادگیری خواندن و دیگر جنبههای تحصیلی کاملاً تأثیرگذار هستند.
مدتها تصور میکردیم بلندخوانی برای کودکان مهم است که اینطور هم هست. بلندخوانی تجربهای منحصربهفرد برای مراقبان است و بهشیوهای لذتبخش کودکان را با مفهوم خواندن، کارکرد متن و انواع داستانها آشنا میکند اما علاوه بر اینها، بلندخوانی آوردههای دیگری هم دارد. اخیراً یافتههای پژوهشی شگفتانگیزی در این زمینه داشتهایم. وقتی پژوهشگران به زبان کتابهای کودکان دقت کردند، متوجه تفاوتهای زیاد آن با زبان گفتاری شدند. افراد مانند آنچه در این کتابها میبینیم، با یکدیگر صحبت نمیکنند. وقتی بهطور نظاممند به کتابهای کودکان نگاه کنیم، میبینیم که کلمات، مفاهیم و ساختارهای جملهبندی را در خود جای دادهاند و دربارۀ چیزهایی در جهان صحبت میکنند که کودکان از طریق تجربۀ بیواسطۀ خود به آنها دسترسی ندارند. بنابراین، یکی دیگر از مزایای بلندخوانی برای کودکان، نوعی غنیسازی زبان و آموزش کلمات جدید به آنان است. کلماتی که در کتابهای کودکان استفاده شده، شبیه به کلماتی نیستند که در گفتوگوهای روزمره به کار میبریم. با بلندخوانی نوعی از گفتار را در دسترس کودکان قرار میدهیم تا از آن یاد بگیرند؛ گفتاری که به هیچ طریق دیگری نمیتوانند به آن دست پیدا کنند. بنابراین، بلندخوانی ابزاری مهم برای رشد زبان و دانششان نسبت به جهان است و میتواند به کاهش شکافهای زبانی کمک کند.
والدین، نخستین معلمان کودک هستند و سالهای اولیه، کلید شکلگیری بنیانی قوی برای خواندن بعدی است. برنامۀ «سراغش برو و بخوان۷» با متخصصان اطفال در سراسر کشور همکاری میکند تا والدین و کودکان در مسیر درست قدم بردارند. این برنامه تلاش میکند در معاینههای دورهای نوزادان، اهمیت بلندخوانی را برای والدین روشن سازد و با الگوسازی آن، والدین را به بلندخوانی برای فرزندانشان تشویق کند. بسیار قبلتر از آنکه کودکان وارد کلاسهای درس شوند، میتوانیم مهارتهایی که برای بدلشدن به خوانندگانی ماهر نیاز دارند را در آنان پرورش دهیم.
دکتر رابرت نیدلمن۸ باور دارد یادگیری خواندن بسیار فراتر از مجموعۀ مهارتهایی است که در مدرسه یاد میگیریم. بنیان اصلی آن در سالهای آغازین زندگی با همراهی والدین ساخته میشود. همۀ کاری که نیاز است انجام دهند، اختصاص زمانی باکیفیت است. با این حال، فقط ۶۰% از والدین کودکان زیر پنج سال در آمریکا میگویند که روزانه برایشان کتاب میخوانند. کودکانی که در سالهای آغازین بهقدر کافی برایشان کتاب خوانده نشده است، با مهارتهای کمتری وارد مدرسه میشوند. مطالعات نشان دادهاند که وقتی والدین برای کودکانشان بلندخوانی میکنند، واقعاً در حال تدریس زبان به آنها هستند. زبان بهطور چشمگیری برای رشد عاطفی کودکان و همچنین موفقیتشان در مدرسه مهم است چراکه رشد اولیۀ زبان و مهارتهای خواندن بعدی عمیقاً با یکدیگر پیوند دارند. بنابراین، حتی اگر والدین برای فرزندانشان کتاب نخوانند، باید همواره با آنها صحبت کنند. صحبتکردن با کودک نباید محدود به کارهای روزمره و بایدها و نبایدها (مانند «بیا اینجا»، «بشین»، «اینجا بمان»، «اینها را جمع کن» و…) باشد که ساده، غیرانتزاعی و کسلکننده هستند بلکه باید دربارۀ چیزهای دیگر (چیزهای خوب) باشد. هرچه کودک بیشتر صحبت کند، دایرۀ واژگان گستردهتری خواهد داشت، از کلمات و عبارات متنوعتری در زبان شفاهیاش استفاده خواهد کرد و در نتیجه، راحتتر شروع به خواندن میکند.
پژوهشها نشان دادهاند کودکانی که با مهارتهای زبانی ضعیف وارد دبستان میشوند، بهسختی میتوانند عقبماندگی خود را جبران کنند. وقتی به والدینی با پایینترین میزان تحصیلات نگاه میکنیم، فقط ۳۰% از آنان میگویند هر شب برای کودکانشان بلندخوانی میکنند. وقتی کتابی را نزد والدین و کودک میآوریم و واکنش کودک به کتاب و واکنش والدین نسبت به واکنش کودک را میبینیم، فرصتی برای گفتوگو با والدین دربارۀ موضوعی بسیار مهم فراهم میشود: برای کمک به رشد فکری کودکتان چه میتوانید بکنید؟ گاهی ممکن است والدین مشکلات سوادآموزی داشته باشند یا اگر در کودکی برایشان کتاب خوانده نشده باشد، متوجه اهمیت خواندن برای فرزندانشان نباشند. در این مواقع، باید با آنها گفتوگو کنیم و برایشان کتاب بخوانیم.
کودکانی که برایشان بلندخوانی میشود، در شش ماهگی باید مشتاق ورقزدن صفحات باشند. در دو سالگی باید به تصاویر اشاره کرده، آنها را شناسایی کنند، دستکم ۵۰ کلمه بلد باشند و با جملات دو یا سه کلمهای صحبت کنند. کودکانی که چنین عملکردی ندارند، باید از نظر شنیداری و رشدی بررسی شوند.
چقدر بلندخوانی برای کودکان کافی است؟ اگر والدین بگویند روزی ۵ دقیقه میخوانیم و حس خوبی داریم، از آنان میخواهیم این زمان را به ۱۰ دقیقه افزایش دهند. اگر با این زمان هم حس خوبی داشتند، آن را به ۱۵ دقیقه افزایش دهند. میدانیم کودکانی که در سالهای بعدی خوانندگان موفقی میشوند، بهطور میانگین روزانه ۳۰ دقیقه برایشان بلندخوانی کردهاند. اگر برای کودکان بهقدر کافی کتاب خوانده نشود، ضعفهای زبانی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند. بنابراین، بلندخوانی فرصتی برای شکستن این چرخه است.
[۱] National Early Literacy Panel Report
[۲] Julie Washington
[۳] NICHD Early Child Care Research Network
[۴] speech language pathologists (SLPs)
[۵] American Speech-Language-Hearing Association (ASHA)
[۶] Mark Seidenberg
[۷] Reach Out and Read
[۸] Robert Needleman

بدون دیدگاه