نویسنده: کایل آرلینگتون[۱] و آدرین ویتولو[۲] / مترجم: زهره شریعتی / زمان مطالعه: ۸ دقیقه


کتاب کودک «تانگو خانواده‌ای سه‌نفره می‌سازد[۳]» نوشتۀ جیمز ریچاردسون[۴] و پیتر پارنل[۵] داستان واقعی دو پنگوین نر باغ‌ وحش سنترال پارک را روایت می‌کند که یک بچه‌پنگوین (به نام تانگو) را به فرزندی قبول می‌کنند و تبدیل به یک خانواده می‌شوند. با وجود اینکه منتقدان آن را متنی دسترس‌پذیر ارزیابی کردند که مضامین عشق و امکان‌های متنوع خانواده را به نمایش می‌گذارد، این کتاب در گزارش «پورن در مدارس» اتحاد شهروندان فلوریدا ۲۰۲۱[۶] قرار گرفت و در پی آن، در مدارس سراسر ایالت فلوریدا ممنوع شد. در کشوری که به‌طور فزاینده‌ای سازوکارهای جداسازی و تفکیک در آن عمل می‌کنند، این واقعیت‌های متناقض دربارۀ هدف و نتایج موردانتظار آموزش سوادآموزی در مدارس وجود دارد.
ممنوعیت کتاب (یا در برخی موارد، کتاب‌سوزی) چیز جدیدی نیست. محدودسازی توزیع و دسترسی به کتاب‌ها همواره به‌مثابۀ راهبردی برای محدودسازی دانش سیاسی «نامطلوب» یا ترسناک عمل کرده است. بااین‌حال، برای بسیاری از دانش‌آموزان، سواد به‌مثابۀ ابزار اصلی برای بازی عمل می‌کند و در نتیجه، فرصتی برای آزمودن هویت‌ها به روش‌هایی امن و کم‌خطر فراهم می‌کند. کتاب‌ها به دانش‌آموزان امکان می‌دهند که از آن‌ها ایده‌هایی بگیرند و در فضای امن کلاس‌ و فضاهای ذهنی خودشان، دربارۀ آنچه هستند یا می‌خواهند باشند، متن‌هایی بنویسند یا بازنویسی کنند. کودکان به‌مثابۀ موجوداتی سیاسی، به این نوع بازی فکری نیاز دارند که در فضایی امن انجام می‌شود، آن هم به‌شیوه‌هایی که همیشه نمی‌توان آن را در فضای عمومی تمرین یا اجرا کرد.
درحالی‌که دانش‌آموزان از سواد برای چانه‌زنی و (باز)تخیل جهان‌های اجتماعی‌شان استفاده می‌کنند، با ممنوع‌کردن کتاب‌ها در کلاس‌های درس، آن‌ها را از فرصت‌های بازی‌کردن با آنچه در حال بدل‌شدن به آن هستند، محروم می‌کنیم. محدودسازی دسترسی دانش‌آموزان به فرصت‌هایی برای این نوع بازی، به چه معناست؟ و افزون بر این، وقتی ما این نوع کاوشگری را فقط به کتاب‌هایی محدود می‌کنیم که خوشایند و پذیرفتنی برچسب‌گذاری شده‌اند، چه معنایی برای دانش‌آموزان دارد؟
بخش بزرگی از این گرایش به ممنوع‌سازی کتاب‌ها ناشی از دغدغۀ محافظت از معصومیت کودکانه است، آرمانی زیرکانه که اغلب از آن برداشت‌های نادرست می‌شود. وقتی مدارس از پذیرش دانش‌آموزان به‌مثابۀ موجوداتی سیاسی و دارای اراده خودداری می‌کنند، با محدودسازی شکل‌های دسترس‌پذیر دانش، چرخه‌های سرکوب را بازسازی می‌کنند؛ به‌ویژه برای جمعیت‌هایی که به‌طور تاریخی به حاشیه رانده شده‌اند. هنگامی که کتاب‌ها به حوزه‌های مناقشه‌برانگیز دانش (مانند بازنمایی ساختارهای متنوع خانوادگی در کتاب «تانگو خانواده‌ای سه‌نفره می‌سازد») می‌رسند، ما آن را «بازی تاریک[۷]» می‌نامیم. حتی اگر دانش موجود در این کتاب‌ها را به‌معنای منفی کلمه «تاریک» ندانیم، از این اصطلاح برای تمایزگذاری میان انواع بازی‌هایی استفاده می‌کنیم که در مدرسه پذیرفتنی تشخیص داده شده‌اند.

بازی تاریک در مدرسه

وقتی بازی پرخطر، ناراحت‌کننده، خشن و بی‌نظم است و قراردادهای هنجارین (به‌ویژه در مدارس) را مختل کرده و به چالش می‌کشد، آن را «تاریک» می‌دانیم. به‌دلیل پتانسیل آن جهت تخریب ایده‌های به‌هنجار برای مشارکت سازنده، معلمان اغلب بازی تاریک را ممنوع می‌کنند. حتی شکل‌های محبوب بازی که معلمان به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرند چراکه خلاقیت‌برانگیز هستند، به‌دلیل افزایش تلاش‌ها برای استانداردسازی تدریس و یادگیری، در راه‌یافتن به کلاس‌های پیش‌دبستان تا دوازدهم با دشواری مواجهند. فشارهای نولیبرالی که بر معلمان تحمیل می‌شوند (مانند آزمون‌های پرخطر، نظام‌های سخت‌گیرانۀ ارزیابی معلمان و دیگر تلاش‌ها برای پاسخگویی در سطح مدرسه، نیروهایی هستند که گاه فضای اندکی برای معلمان باقی می‌گذارند تا بر بازی در برنامۀ درسی و طرح درس‌هایشان تمرکز کنند.
خیلی وقت‌ها، بازی با هدف‌هایی راهبردی سازماندهی می‌شود تا کودکان تجربیاتی کسب کنند و به نتایج از پیش تعیین‌شده‌ای برسند. این اتفاق معمولاً در بازی‌های نمایشی کلاس‌های مهدکودک یا در تلاش معلمان برای استفاده از فناوری به‌منظور بازی‌‌وارسازی آموزش رخ می‌دهد. بله، به دانش‌آموزان «اجازه» داده شده است که در بازی شرکت کنند اما این بازی‌ها، برای نمونه، به روش «درست» بودن در یک آشپزخانه محدود می‌شوند و به‌مثابۀ راهی برای درگیرسازی دانش‌آموزان در بازی‌های زندگی واقعی طراحی شده‌اند. بازی کودکان آن‌ها را برای دنیای «بزرگسالی» که در نهایت در آن زندگی خواهند کرد، آماده می‌کند. این نمونه و نمونه‌های مشابه در (باز)تولید هنجارها و استانداردهای جامعه ایفای نقش می‌کنند؛ هنجارها و استانداردهایی که مدارس به ترویج آن‌ها کمک می‌کنند. بازی تا زمانی مجاز است که در محدودۀ قواعد رفتاری و آداب اجتماعیِ قابل‌قبول قرار داشته باشد.
رویکردی بدیل به بازی، از اندوختۀ دانش دانش‌آموزان برای آشکارسازی راه‌های شناخت و برهم‌زدن ساختارهای قدرت در مدارس بهره می‌برد. بازی تاریک از کنجکاوی دانش‌آموزان به‌گونه‌ای حمایت می‌کند که به گسترش هویت‌های پذیرفتنی (قابل‌قبول) کمک کند. دانش‌آموزان در کتاب «تانگو خانواده‌ای سه‌نفره می‌سازد» دربارۀ ساختارهای خانوادگی می‌خوانند و می‌توانند با مرزهای ساختارهای خانوادگی و هویت جنسیتی بازی کنند. بااین‌حال، ما به‌عنوان پژوهشگران بازی، کمتر به‌دنبال استدلالی برای ارجحیت یک نوع از بازی بر نوعی دیگر هستیم. در مقابل، علاقه‌مندیم این نکته را در نظر بگیریم که چگونه تعیین یک دستور کار برای بازی در آموزش عمومی (کلاس‌های پیش‌دبستان تا دوازدهم) که بازی تاریک را به رسمیت بشناسد، به ما کمک می‌کند تا دربارۀ «معنای» بازی فکر کنیم تا اینکه بازی برای کودکان چه «آورده‌ای» دارد. و اینکه چگونه راهبران سوادآموزی می‌توانند فضایی برای معلمان ایجاد کنند تا بازی را به کلاس‌های خود ببرند؟
راهبران سوادآموزی با تشویق معلمان به استفاده از بازی می‌توانند به‌مثابۀ سپری ضربه‌گیر میان فشارهای استانداردسازی و معلمان عمل کنند. وقتی راهبران دستور کاری تعیین می‌کنند که شامل همۀ انواع بازی‌ها (از جمله بازی تاریک) است، هویت‌های هنجارین و شیوه‌های هنجارین بودن در مدارس و جهان را به چالش می‌کشند. برخی ممکن است بپرسند که آیا این اتفاق، چیز خوبی است یا نه. ما فرصت‌هایی برای دانش‌آموزان فراهم می‌کنیم تا از سواد به‌مثابۀ ابزاری هویت‌ساز در دنیایی پر از فشارهای استانداردسازی بهره ببرند و این کار نمی‌تواند اشتباه باشد.

راهبری با پرسش‌ها

ما از راهبران سوادآموزی دعوت می‌کنیم تا از پرسش‌ها برای کمک به معلمان در بهبود شیوه‌های بازی بهره ببرند. ما دریافته‌ایم که این پرسش‌ها به‌ندرت پرسیده می‌شوند اما بر این باوریم که پرسیدن (و پاسخگویی به آن‌ها) نخستین مرحله در تنظیم یک دستور کار برای بازی است. مخصوصاً وقتی به‌عنوان معلمان با بازی (تاریک) خود راحت‌تر و آشنا‌تر می‌شویم، جنبه‌هایی از هویت‌های‌ خود را فراتر از «معلمی» توسعه می‌دهیم که البته بر روش کارمان اثرگذار است چراکه ما تمام وجود خود را به کلاس درس می‌آوریم.
بازی چه جایگاهی در ارزش‌ها و اولویت‌های راهبری شما دارد؟ راهبران باید باورهای آموزشی و ارزش‌های اصلی خود را با معلمان در میان بگذارند. به این فکر کنید که بازی در کجای نظام باوری شما قرار دارد و این افکار را به‌‌شکل شفاف با معلمان به اشتراک بگذارید.
بازی چه جایگاهی در چشم‌اندازهای معلمان دارد؟ در مدارسی که نگاهی بازاندیشانه به اولویت‌ها و رویکردهای آموزشی و برنامۀ درسی دارند، می‌توان بازی را برجسته کرد. برای آغاز گفت‌وگوها دربارۀ بازی با معلمان، ابتدا اطمینان حاصل کنید که بازی بخشی از چشم‌اندازهای معلمان است و سپس، دربارۀ نقش آن در این چشم‌اندازها تبادل‌نظر کنید.
چگونه از معلمان در برابر فشارهای خارجی برای ممنوع‌سازی بازی (تاریک) حمایت خواهید کرد؟ وقتی معلمان با فشارهای خارجی مواجه می‌شوند، به حمایت راهبران سوادآموزی نیاز دارند. سازماندهی چگونگی مواجهه با این فشارها و به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات با معلمان پیش از مواجهه، آن‌ها را تشویق خواهد کرد تا تأملات عمیق‌تری بر نقش بازی در کلاس‌های خود داشته باشند.
همین طور که آموزش با دیدگاهی استانداردشده از هویت‌های قابل‌قبول دست‌وپنجه نرم می‌کند، ما باور داریم که بازی شکلی از بودن در جهان است. با صورت‌بندی بازی و آموزش به این شیوه‌ها، راهبران سوادآموزی می‌توانند از معلمان حمایت‌های بیشتری کنند، معلمانی که در تلاش هستند تا هنجارها را مختل کرده و از بهره‌برداری دانش‌آموزان از سواد برای فهم اینکه در این جهان چه کسی هستند، حمایت می‌کنند.

برای مطالعۀ بیشتر:

  • Moll, L.C., Amanti, C., Neff, D., & Gonzalez, N. (۱۹۹۲). Funds of Knowledge for Teaching: Using a Qualitative Approach to Connect Homes and Classrooms. Theory Into Practice, ۳۱(۲), ۱۳۲–۱۴۱.
  • Vaughn, M. (۲۰۲۱). The Role of Visioning in Supporting Equitable Spaces. Peabody Journal of Education, ۹۶(۴), ۴۸۳–۴۹۰. doi.org/۱۰.۱۰۸۰/۰۱۶۱۹۵ ۶x.۲۰۲۱.۱۹۶۵۴۴۸

پانوشت‌ها:
[۱] کایل آرلینگتون (Kyle Arlington) سرپرست مدارس دولتی در کنیل‌وورث نیوجرسی و دانشجوی دکترای دپارتمان برنامۀ درسی و تدریس در کالج معلمان دانشگاه کلمبیا در نیویورک است. علاقه‌های پژوهشی او سوادآموزی، ضدنژادپرستی و چشم‌اندازهای معلمی هستند. او با همراهی آدرین ویتولو این مقاله را با عنوان «Dark Play in the Classroom: Using Literacy and Play as Identity-building Tools» در شمارۀ ۴ از دورۀ ۴۰ مجلۀ سواد امروز (Literacy Today) نوشته که در بهار سال ۲۰۲۳ منتشر شده  است.
[۲] آدرین ویتولو (Adrienne Vitullo) طراح برنامۀ درسی و دانشجوی دکترای دپارتمان برنامۀ درسی و تدریس در کالج معلمان دانشگاه کلمبیا در نیویورک است. پژوهش‌های او بر گسترش ایده‌های سوادآموزانه و ذهنیت نوجوانان متمرکز است.

[۳] And Tango Makes Three
[۴] James Richardson
[۵] Peter Parnell
[۶] Florida Citizens Alliance ۲۰۲۱
[۷] dark play

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *